خرید بک لینک
CruelU were too cruel to meBut I know I let u down with my bad situation every timeAnd nowI can't tell u what happeed againJust want u to know it was a whole bad luck, my whole lifeI had no supports, neverNo support that I can trust, that I can rely onNot financially, not emothionaly, not even anything to motivate me to whatever I wanted , not even a guide to show me where to go, how to go or evادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:54

بسمه تعالیعشق گرامی،با سلام و تحیات اسلامیبا عرض پوزش اینجانب به علت عدم مهارت در تشخیص علت بی توجهی و عدم تحمل بی مهریها و نیز سفر اجباری که اجالتا به تنهایی باید طی کنم تا اطلاع ثانوی توفیق خدمت گذاری به حضرتعالی را نخواهم داشت، باشد که ایزد منان صبر ایوب به اینجانب و عمر نوح به حضرتعالی عطا فرماید.ضمنا عارضم که همچنان «نشود فاش کسی آنچه میان من و تو» برقرار میباشد و بنده فقط برای مدت کوتاهی در ادامه مطلب

برچسب: گرامی, نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:54

اونقدی از راه و سختی و کار و مشقت و این چیزها گفتم که خودمم داره باورم میشه که انگار راه خیلی سختی رو اومدم تا به اینجا.بابا لامصب اخه چی داشته تا الان؟ حالا هی من همه رو قانع کنم که کلی تجربه داشته برام! اره راس میگم، کلی داشته.اما میدونی چیه، این تجربیات مسئولیت سنگینی دوش آدم میذارن، یه راه خیلی طولانی تر رو بهت محول میکنن که بری، تا تهش، و از همه اینها استفاده کنی.موفقیتت چشمگیره، ولی چه راه سادامه مطلب

برچسب: الکترونیک, نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:11

پس از سالها خیال به اینکه تو باید باشی تا که در مواقع سختی به تو تکیه کنم، اکنون آموخته ام لزوما اینگونه نیستمشکلاتی که انسانها برای خودشاان پیش می آورند لزوما قابل درک برای همه نیست، من نمیتوانم در قبال همه چیز روراست باشم، در قبال همه اشتباهات شخصی ام.بودن یا نبودن تو در هنگام مشکلات تنها قوت قلب است و نه حلال مشکلات. در آخر این منم که باید با همه مشکلات مواجه شوم و این خوب است، شاید بخشی از معنادامه مطلب

برچسب: امروز,محتاج,توام, نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:11

این چند روز باقیمانده تا کنکور هم حساس استدوباره رد شده ام و گویا تنها راه پا کردن پوتین هاستو حتی قدرت هم ندارم که کلام بگویم با توچگونه میشود تو را نگران کرد؟ چگونه میتوانم اینچنین کنم؟برایم سخت و دشوار است که اینگونه ببینی مرا، و برایم سخت تر آن است که اینگونه نخواهی مرا هر چه باشم تباه یا که پیروز، هم اکنون اینگونه ام، تهی تلاش میکنم که راهی بیابم که از دستانم نروی میابم + نوشته شده در دوشنبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:11

من برای اینکه شکست بخورم، تلاش کرده ام. برای اینکه لحظه لحظه اش را امتحان بکنم و بچشم، برای اینکه زهرآگین بشود لحظاتم خودم تلاش کرده ام. خودم به خودم زهر خوراندم و گله ای از کسی ندارم. روزها گذشت و از این تابستان سخت گذر میکردیم، روزهای سخت و شلوغی برای من بود، و تو همچنان در انتظار این بودی که "ببینی چه میشود" !در فراز و نشیب این خیال بودم که چه می اندیشی، صبوری بسیار کردم و توکل بسیار، لیک ناگهاادامه مطلب

برچسب: محبوبه, نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:11

از زندگی ای که الان دارم اندکی هم افسوس میخورم امشب که اینجام، در حسرت اینم که چرا بعد اینهمه سال تنهاممیگم ای کاش یکیو انتخاب کرده بودم که منو برای خودم میخواست. توی این چند سالی که به عشق یکی دیگه گذروندم، به خیلی آدمهایی که توی چشمام نگه میکردن و یه "دوستت دارم" خاصی توی نگاهشون بود، بی محلی کردم. و فکر کردم هرچی بیشتر ندید بگیرم بهتر و بهتر به کسی که دوستش دارم میرسم. همیشه به خودم میگفتم امیرادامه مطلب

برچسب: شاید,برای,اتفاق,بیفتد, نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:11

اینچنین شوریده گردانی سر و سامان ما
وینچنین مستانه گردانی به راهت پای ما

ناز و سودایی دگر از ما نماند
ای که در عرض نیازت میکنی دلداده ما

سوخت در هجران رویت کوی دل
ای که بر وصلت چه امیدی دهد دنیا به ما

مه نگو ما را بدان بارگهت راه نبود
چون مکن با نگهت با دلک ساده ی ما

چشم بگذار و کمی بیش از این خون مخواه
گشته گیتی چون مشوش، چه رسد دیده ی ما

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 4:29 توسط آشنا |

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:25

گویند بهشت با حور خوش استولی من گویم تو باشی حتی با چشم کور خوش استمگر دوری از من چه میکند که این چنین راندنی ست!و من نمیدانم پیش چه سان بوده ام تو راو تو نمیدانی زین پس خواهی بود که راز چه رو محزون نباشم و ملول ز بی مهریچه کنم که دردم هموست و درمان نیز هم!و من هرچه دارم همین است، کم یا زیادوقتی قراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:25

درست است که خرداد کمی غم انگیز است، اما تو که باشی در کنار من زندگی طعمی دگر دارد حتی اگر که رمضان باشد و من روزه!ای ب سرم هوای تونازکنان ب راه تواز بر تو روم ب سهوچشم بدار بر رهمبانگ بزن مرا" بیا "اسم مرا صدا بزنباز چو ناز دیدمیعرضه کنم نیاز رادل همه در تلاطم استبانگ بزن مرا"بیا"ناز منو نیاز توخوابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 5:57

به نام خداهمیشه در نظر داشتم وبلاگی داشته باشم فقط برای خودم. کسی نداند که من منم. و کسی نمیداند که تو تویی. گرچه گاهگاهی تو تو نبودی و من من نبودم و گرچه گاهگاهی تو تو نباشی و من من نباشم. اما این متنها, این لحظه همگی ثبتند در لوح این دنیا.روزها میگذرند و شبها, نه تو میدانی من که ام و نه من میدانم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 2:36

سال سوم دبیرستان تو کلاسهای استانی المپیاد فیزیک با دختره یه سلام خیلی کوچولو داشتم. بعدش اسمشو بذاریم عاشقش شدم. بعدش براش شعر نوشتم گریه کردم همیشه تو خفا و کسی هم نفهمید. بعدش المپیاد به مدال نرسیدم. بعدش کنکورو مث عشاق ریدم. بعدش دانشگاهم که اومدم حوصله درس خوندن نداشتم ترم یک که گذشت شروع به کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 2:36

پس از سه سال فعالیت در بازار کار، ماحصلش شد 4ترم مشروطی و 50 میلیون بدهی، چکهای برگشتی و پول نداشتی، بدهی پشت بدهی و دستهای خالی، خنجر در پشت و در فشار مالی، حیثیت بر باد و زندگی در هوا، عقوبت در خواب بین ادمهای حالی به حالی.به راستی کجای کار اشتباهه؟ایا من باید دروغی میگفتم که نگفتم؟ باید نزولی میگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 2:36

دشواری یا دوشواری، مساله این است.هر روز که میگذرد، مصائب کم نمیشود. چند روزی ست که تلفن همراهم از دسترس خارج است و قصد تحصیل کرده ام، تا که امتحانات ترم از پایم در نیاورد. جالب اینجاست که نه میانترمی در کار بود، نه حضور در کلاسی، و نه هیچ نمره تشویقی. مسرور از اینکه نمره آزمایشگاه فیزیک را بطور کاملادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 2:36

از خدا خواستم دیگه هیچوقت تحقیر نشم، اما امشب دوباره تحقیر شدم، همچنانکه به رحمتش ایمان داشتم و لبخند رضایت از مدد غیبی و سریعش بر لبانم بود، مثل یک طیاره از اوج سقوط کردم و شکستم. این است رحمت الهی، و من باید کاری بکنم.دیگه همه چیز برام تموم شده، نمیتونم اینطوری ادامه بدم. یه زندگی جدید نیازه تا منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما بختیاری تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی